سیگار بهمن

هنوزم یه مَرده تو شب های تار
که راه میره تا صبح توی لاله زار
یه سیگار بَهمن توی دَستِشه
می خونه یه قِصه با احوال زار

هنوزم یه مَرده که سی سالگیش
می پوشیده شلوار با کفشای جیر
موهاشو با روغن عقب می زده
تو عشق تئاتر و نِئون‌‌ های پیر 
 
قدیما یه تهرون خاطرخواش بودن
خاطر خواه جُفت کردن کفشِ پاش
غروبا که می شد قشنگای شهر
می بردن براش شُله زرد یا که آش

ولی اون به عشق یه پاشنه طلا 
می شست تو مولن‌روژ دور یه میز    
تو کاباره چه مُشت هایی که زد
به چشم یه گَله عرق باز هیز
 
سر شرط با تاس و مُهر و ورق
غرورش رو با عشق طاق می زده
چه شب های تلخی توی آیینه
سَر غیرتش می کشید عربده

جوونیش یه فیلمْ فارسیِ سوخته بود
پُر از تَک سِکانسای مَنسوخ شده
یه عمر , آب میداده تو پَهلَوی
چنارارو با بُغضی سانسور شده  
 
حالا بعد چِهل سال راه میره باز
تو قبرستونِ رکس و پارس و رویال 
گذشتش رو با غیض دود میکنه
توی لاله زاری که نیس جُز زُغال  
 loading...
/ 0 نظر / 14 بازدید